قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
113
ارشاد الزراعه ( فارسى )
برگ گل انگور مىريزد و بر قاعده نمىبندد و بعد از آن آب بدستور دهند و چون قوچه تاك يك وجب بلند شده از سياهه و نخ تاك كهنه كه از يك بند از سه پنك بيرون آمده باشد هركدام كه انگور داشته باشد و پرزور باشد گذاشته و زايد را بر طرف سازند ديگر هرگاه خواهند تاك را انبار دهند اگر لوير نخواهند بست اول تك جويه را شديار نموده بعد از آن انبار دهند و در سالى كه از تك جويه خاك برداشته لوير بندند شديار نمودن مناسب نيست انبار دهند . ديگر اگر توانند هرساله انبار گاو دهند و اگر هرساله ميسر نشود در هر دو يا سه سال يك انبار گاو دهند و انبار گاو بايد كه كهنه نباشد و تازه تاك را فايده دهد و اگر انبار ندهند ديو تاك شده انگور بدستور نمىدهد . چون خواهند كه ديو تاك را فرهنگ كشند در حوت از سر رنگ آب نيم ذرع بالاتر قوچه كنند و از سر نخ يك ساله سه پنك گذاشته يك ذرع را در تك قوچه گذارند و انبار ريخته خاك بريزند و بقيه نخ تاك را خاك نريزند و قلم تاك را كه فرهنگ كشيدهاند از تنه تاك بزنند كه آب خوردن وى از تنه تاك است و در محافظت آن بنوعى كه مذكور شد سعى و اهتمام تام بجاى آورند كه حضرت اللّه تعالى بركت بسيار و فائده بيشمار عنايت مىفرمايد . رسيدن انگور از اول سرطان است تا آخر سنبله و اسامى انگور بىنهايت است اما آنچه در بلوكات مذكوره در چهار باغى كه خدام آن عاليجاه نقابت پناه مخدومى ولى النعمى مد ظله العالى در قريه فزان از بلوك آنجان كه نشانهايست از باغ جنان ساخته و بگلهاى رنگارنگ و رياحين و درختان ميوهدار و درختان ديگر از سرو و صنوبر و بيد و چنار و سفيدار چمن چمن جدا نموده بهر جانب يك تخته انگور رشگ رخسار حور رسانيدهاند كه عقل عاقلان و ديده بينايان در آن حيران است صد نوع انگور واقع است و شبهه نيست و التفصيل هذا : خليلى - از حسينى كه دانه وى كلان و سياه است و بگاه مىرسد .